تبليغاتX
دید ِ کور...
به آسمان نگاه کن...
 

وقتی ساکنی مثه مرداب

وقتی حس میکنی که مُرد آب

وقتی فاصله ی عشق بازی کردن و

نقش بازی کردن یه حرفه

وقتی عمر دوست داشتنت

اندازه یِ یه شَکه

خداحافظی بهترین و آخرین حرفه...

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 8:51 بعد از ظهر  توسط ساره | 
 

 

وقتی که محکوم میشی به مغرور بودن...

واسه اینکه سرت تو کار خودته و کاری به کار بقیه نداری...

وقتی میشکنی...

وقتی زیر سنگینی نگاه های پر از تنفر داری له میشی...

وقتی دلت میخواد داد بزنی و بگی دوستش داری...

بهتر خفه شی...

تا به شکستن سکوت محکوم نشی...

 

 

 

این طراحی رو دوست دارم...

چقدر دلم برای خودم تنگ شده...

 

+ نوشته شده در  جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 4:14 بعد از ظهر  توسط ساره | 
 

     بی تو... جایی تو این شهر ندارم...

     بی تو... حرفی واسه گفتن ندارم...

     بی تو... لحظه ها بوی مرگ میده...

     بی تو بودن داره منو زجر میده...

 


   دیشب داشتم به دوستم مهلا و دل شکستش فکر میکردم که اینو نوشتم...

     یه تیکه اشک ِ آسمون

     یه تیکه قلبه پنجره

     نگو که سهممون شده

     توهمای یخ زده...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 1:55 قبل از ظهر  توسط ساره | 
 

واسه چی آپ کنم...

وقتی نه حرفی واسه گفتن دارم...

نه عکسی واسه نشون دادن...

+ نوشته شده در  شنبه 17 فروردین1387ساعت 6:56 بعد از ظهر  توسط ساره |